آیا راهی هست با استاد کج فهم

خرید بک لینک

در دانشگاههای کشور در سال چهار ماه درس خوانده نمیشود از زمانی که بهسبک آمریکایی ها برنامه های درسی پیاده شد،این وضع نکبت بار پیش آمد و به هیچ نحونمی شود به مصادر امور تفهیم کنی که این وضع عاقبت وخیمی به بار خواهد آورد.
دخالت قدرتمندان و زورمندان در امور دانشگاه مصیبت دیگری است.تحمیلاستادان متکی به آنان خود لکه ننگی در دامن فرهنگ کشور که مفاسد آن حساب بر نمیدارد.برخی از مصادر امور می گو یند لازم نیست کسی درس بخواند کاری کنید بچه ها سروصدا نکنند. :(

آنچیزی که ما جامعه علم می نامیم در واقع بخشی از استادیدرا شامل می شود که به ارائه آثار پژوهش و تفکر خود می پردازند. این استادید ناگزیر با چند عامل پیوستگی دارد. شرایط موجود معماری و شهرسازی ، ادبیات امروزی شهرسازی، توانایی های استاد، سطح و نوع دانش مخاطبان و شرایط اقتصادی و ...( البته خیلیچیز ها مثل تیپ و قیافه، کلاس کار و ... هم دراستاد ها نقش دارند شاید به خاطر بت های ذهنی و تلاش برای «دیگر» بودن بتوان اینان را آرتیست نامید!! ) پس شرایط علمی یک جامعه خواه نا خواه دارایمعانی زیادی است.

وقتی بهتک تک استادید نگاه می کنیم اینها آدمهای بدی نیستند، نه آنکه جای استادی را اشغالکرده و نه آنکه مدیر و نماینده مجلس هستند، اینها همه اجزایی هستند که در یک کل نا منظمو در جایی نادرست قرار گرفته اند و احتمالا خیلی هم مقصر نیستند هرچند باید مسئولباشند اگر بتوانند!

اگر اوضاع دانشگاه نا بسامان استنه تقصیر آن استادی است که به چند دانشجوی احتمالا ... نمره اضافی می دهد و ازینجور کارها می کند و عدالت را به هیچ می گیرد و نه تقصیر آن دانشجو است و نه من!

گمان نمیکنم در این میان کسی اشتباه کرده و نه حتی تقصیر صدام است که با ایران جنگید، اگرامروز در همه عرصه ها همه چیز سر جای خودش نیست تقصیر تک تک مهره ها نیست بلکهشاید اینها هم در حد خود تلاش کنند، البته همین تک تک افراد هم خوب وبد دارند اما گمان نمی کنم با تغییر اینها بتوان اوضاع را عوض کرد.
شاگرد باید عاشق استاد باشد تا از او در علم و عملتاثیر پذیرد.
با مهارت خاص دلقکان از مصادر امور مراکز علمی مارا به صورت کاریکاتور مجامع علمی در آورده اند.انغمار در تجمل و ولع در جمع ثروت وخوشگذرانی توام با هرزگی و مسابقه گذاشتن در جمع مال و منال به کلی روحیات انسانیرا در مردم می میراند.
شاگرد از هر طریق که میسور باشد، از راه چاپلوسی وتملق طالب به دست آوردن مدرکی است که با آن ارتزاق کند تا از استاد طماع و مصادرامور عقب نماند...
چند مرتبه انقلاب آموزشی نیز به عمل آمد که هردفعه جمعی پاچه ور مالیده و دلال و مقالطه کار به جان دانشگاه های کشور افتادند واشخاص فاقد معلومات بدون مراعات شرایط، سهل و آسان استاد شدند، در حالی که در دبیرستان هم جای واقعی ندارند.

داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم...

ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 20:21

صفحه بندی