برای پرداختن به موضوع نظریه باید وارد شهر شد و از میان هیایوی فطریآن عبور کرد و آستین ها را بالا زد و وارد گود شد و درباره معماری و شهر اندیشید وقلم زد.
پیرو مطلب قبلی ما با فقدان نظریه پردازی، عدم واقع نگری درسازوکار ها در ایران و بالاخره اقتباس مستقیم از طرح ها و روشمندی های سایر کشورها یا به عبارتی ترجمه عین به عین روش شناسی غرب در شیوه های مداخله در بافت شهریرو به رو هستیم.
بسان سایر علوم انسانی، فقدان نظریه پردازی در شهرسازی ایران راباید جدی گرفت؛
برای اقامه برهان در شهرسازی ایران ابتدا باید به موضوع محیط انسانتوجه می کنیم، انسان فقط در محیط فیزیکی نیست البته منظور این نیست که انسان درمحیط غیر فیزیکی است
بلکه انسان محیط را برای خود تفسیر می کند و به آن معنا میدهد مثلا یک تسبیح و انگشتر معنای خاصی دارد که لاجرم با کاربردآن درارتباط است این گونه، انسان درمحیطی هموارهدارای معنی زندگی می کند که در ارتباط با محیط فیزیکیاست. شاید این طور تصور کنیم که نظریه به آن چیزی که شرایط را توصیف می کند و تبیینمی دهد (توضیح و پیش بینی می کند) تقلیل یافته و یا به عبارتی دیگر تعمیم یافته!.
اساسانظریه ها در شهرسازی از پیچیدگی برخوردار هستند (البته تعریف پیچیدگی هم می توانبه عهده نظریه نهاده شود) همانطور که شهر را در سطوح مختلف تعریف می کنیم پس بهفراخور آن سطوح نظریه در شهر هم با مفاهیم غیر قابل تعریف و با موضعی از پیش تعیینشده آغاز می شود. در ایران ما با نظریات پیش پا افتاده ای مواجه می شویم که به نظر می رسد ریشه آن در مسائل فرهنگی ما دارد.
مسئله فرهنگی در جامعه ایرانی یکی از مهم ترین مسائلی است که باعث شده ما نقد ونظریه پردازی نداشته باشیم. شاید به این دلیل که از نظر زبان شناختی زبان تفکر ایرانی،زبان شعر است، نه نثر. به بیان دیگر ما همچنان تفکر شاعرانه داریم در حالی که زباننقد، نثر است. فقط کافی است با نگاهی عادلانه به نظریه هایی که تدوین شده است بهموضوع مورد نظر آن پی ببریم، و نظریه هایی که از نظر توصیف و تحلیل و تبیین کردن ودر نتیجه حل مشکل هستند را خارج از یک نظریه مفید در شهرسازی ایران بدانیم.
ادامه دارد...
ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118