(سعی می کنم در چند مطلب به تبیین شخصی خود از مکتب اصفهان بپردازم ولی به دلایل جمع بندی زیاد مطالب و مشغله درسی تاریخ نشر مشخص نیست) :) ممنون از مطالعه شما
شماره یک
برای گفتن از مکتب اصفهان باید ابتدا آن را و دقیقا جایگاه آن را بشناسیم. ما و آن! در غیر اینصورت کمتر پرسشی راه به جایی می برد...
از نظر دکتر حبیبی مرده بودن مکتب اصفهان به خاطرمدرنیته می داند، به شخصه مبانی نظری مکتب اصفهان را درک نمی کنم،که یک موجود فارغ از زمان در زمان خلق می شود! و بعد می میرد! حمله افغان ها بهانه است
در واقع این مکتب به نظرم بدون زمان است...
مکتب اصفهان فارغ ار گزاره هایش کاربرد دارد، شایدهم به خاطر مدرنیته کاربردی نمی شود.
اما اینجا خاطر مدرنیته چیست؟! اگر این مکتب به روز می شدمدرنیته غلبه ای بر ما پیدا نمی کرد.
چگونه بودکه در صدر اسلام بسیاری از دارایی های باستانی ایرانی حفظ شدند و کماکان منشا اثرمی شدند؟ با اینکه هم اسلام و هم فرهنگ یونانی بر آن حمله کردند ؟
لزوم مبانی نظری خیلیمهم است ! تئوری باید روشن باشد.
می گوییم این مکتب جمع بندی گذشته است ! پس حدود و ثغور آن چه می شود ؟ هیچ حدی ندارد ؟ صفت مکتب اصفهان چیست؟
من هم قبول دارم در اصفهان حرکتی تفکری همه جانبه و عمیق وجود داشته. اما اگر می خواهد شهر جدید با شهر قدیم به صحبت بنشیند و اگرمی خواهد معنای شهر قدیم را بفهمد باید بر پایه و اساسی استوار باشد، نمی تواند به مکتب اصفهان پرتاب شود ! باید ارتباط امروز من و شما و دکتر با آن معلوم شود. بدونجایگاه بدون لغت بدون زبان که نمی توان حرف زد. بدون جایگاه و معیار بدون درکاینکه ما کجاییم و آن کجا، چگونه می توان مثالی زد و درستی آن را سنجید ؟! شما مسجد جامع و یا مسجد شیخ لطف الله را چگونه درک میکنید؟ چه معنایی دارد ؟ فکر نمی کنید کمی این محدوده برای تفسیر وسیع است ؟!!
پ ن: هانری کربن اولین کسی بود که واژهمکتب اصفهان را به کار برد شهر بی گمان با فلسفه نسبت دارد اما بی گمان این نسبت نسبتی پیچیدهاست که دردوران ها تاریخی متفاوت بوده است گاهی فلسفه مفهوم خود را در شهر جستجو می کرده است. اگر نسبت شهر وفلسفه همواره یکسان بود قبل از دوران تحولات بزرگ شاهد تدوین آرمانشهرهای فلسفینبودیم.
ما را در سایت داریم "ادای شهر امام زمانی" را در میاریم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 131